حدس هوشمندانه

تو مترو نشسته بودم و روبه روم هم یه خانم سیاه پوست و یه آقای سفید پوست با پسرشون که اونم پوستش رنگ پوست مادرش بود نشسته بودن و پسره ام یه بند ورجه ورجه می کرد و بین صندلیا جولون می داد. تو ایستگاه بعدی مادره پیاده شد و یه دختر دیگه ام اومد نشست بغل دست من و هرازگاهیم توجه اش به این بچه جلب میشد که مدام فاصله ی بین صندلی من و پدرش رو می رفت و میومد و منم همینطور الکی یکی دوبار براش دست تکون دادم، که یهو دختر بغل دستیم برگشته با یه خنده ی ملیح و اشاره به بچه ی مذکور می گه: پسر شماس؟
منم با تعجب گفتم نه! و همون موقع به این فکر کردم که چقدر خنگه! می بینه بچه هه سیاه پوسته اونوقت به من می گه پسرته؟!!! اما بعد با اندکی فکر ِ بیشتر به این نتیجه رسیدم که خوب امکانش هست به هرحال. چون با خودش فکر کرده حتما" بابای بچه سیاه پوسته و بنده ام که مامانش باشم خوب سفید پوستم اونوقت بچه شیرکاکائویی از آب دراومده دیگه!
که همون موقع قطار تو ایستگاه توقف کرد و منم پیاده شدم و برای آخرین بار چشمم به بابای بچه هه افتاد که اونم سفید پوست بود و دوباره سوال دختره یادم اومد که با اشاره به من و اون آقاهه که جفتمونم سفید پوست بودیم پرسیده بود بچه ی شماس!!!
حیف که پیاده شده بودم وگرنه حتما" با مطرح کردن این موضوع و اشتباه آشکار و فجیعش موارد بیشتر برای خنده پیدا می کردم! با این حدس هوشمندانش یه حال اساسی به کل قوانین ژنتیکی و بیولوژیکی داد.
واقعا" نمی دونم چه جوری حدس زد که اون بچه ی سیاه پوست می تونه بچه ی دوتا آدم سفید پوست باشه!
البته برای مامانم که داشتم تعریف می کردم گفت : بابا چقدر تو کج بینی، خوب شاید فکر کرده به فرزندی قبولش کردین!


جستجو
تشکر
3.121
قالب از: مژده
گرافيك عنوان از:
Persian cards
XML