چند روز پیش داشتم با نوید صحبت می کردم که بهم گفت اگر می تونم، از امکاناتی که اینجا برای معلولین هست هم بنویسم. راستش من نظرم این بود که مطرح کردن این مساله برای کسانی که تو ایران زندگی... ادامه...
نخبگان جهان
شنبه، 1 بهمنماه 1384
سرکلاس نشسته بودم و با چند نفر صحبت می کردم. نوبت به من رسید که بگم از کدوم کشورم و یه کم درباره ی خودم صحبت کنم. بعد از کلی سر و کله زدن و فهموندن اینکه من از ایرانم... ادامه...
این دختر ها...!
سه شنبه، 27 دیماه 1384
هیچ وقت قیافه ی معلم حسابانمون که یه آقای نسبتا" جوون و کم تجربه بود رو سال سوم دبیرستان وقتی که داشت می گفت شما دخترا دیگه چه اعجوبه هایی هستید، یادم نمی ره! جریانم ازین قرار بود که چندین... ادامه...
چه می کنه !
شنبه، 24 دیماه 1384
وقتی دکتر چشم پزشکم بهم گفت همه ی این مشکلات چشمی که براش گفتم، به خاطر عدم وجود مژه اس داشتم شاخ درمیوردم! تاحالا به این موضوع فکر نکرده بودم که تمام این خشکی چشم و گاهیم تورم پلک و... ادامه...
نوعی مرغ!
دوشنبه، 19 دیماه 1384
کیسه های خریدو گذاشتم رو صندلی عقب ماشین و داشتم بینشون یه جایی برای نشستن خودم پیدا می کردم که یهو جیغ زد: __ آخ حواست باشه رو کیسه ی تخم مرغا نشسته باشی، می ترسم یه وقت جوجه بشن!... ادامه...
بازگشت قهرمانانه!!!
شنبه، 17 دیماه 1384
هر وقت با دوستم می رفتیم بیرون و کمی تو برگشتن به خونه دیر می کردیم، تا می رسیدیم سر کوچه با خنده می گفت الآن در خونه ی ما یه پلاکارد بزرگ ازینایی که برای ورزشکارا معمولا" می زنن... ادامه...