حدود یک ماه پیش مامانم با ناراحتی بهم گفت که رفته بوده یه جایی و اونجا دختریو دیده که دقیقا" مشکل منو داشته و وقتی با تعجب ازش پرسیدم که از کجا فهمیده که اونم مثه منه، گفت نه پوستیژ سرش بوده نه مژه مصنوعی داشته، حتی یه مدادم نکشیده بوده جای ابروهاش!!!
چون خیلی ناراحت شده بوده با مامان اون دختر صحبت کرده و گفته که:
__ دختر منم همچین مشکلی داره ولی چون پوستیژ و مژه مصنوعی می ذاره و ابروهاشم تتو کرده خیلی طبیعیه و اصلا" مشخص نیست .
وقتی پرسیده چرا دختر اون از این چیزا استفاده نمی کنه گفته اولا" دخترش به طور مادر زاد این مشکلو داره و تا حالا هیچ مویی تو بدنش رشد نکرده
بعدم یکی دوبار که رفتن پوستیژ بگیرن چون خیلی حالتش غیر طبیعی بوده منصرف شدن. دیگه مژه مصنوعی که جای خود داره! مامان منم آدرس داده بود و گفته بود بیان که من بهشون یکی دو تا مژه و چسب بدم و بالاخره چند روز پیش تماس گرفتن و دیروز اومدن خونمون.
قبل از اینکه ببینمش خیلی خوشحال بودم که می تونم یه کمکی بکنم(هرچند فوق العاده جزیی و کوچیک) به کسی که دقیقا" مشکل منو داره و احساسشو درک می کنم. ولی وقتی دیدمش نمی دونم چرا اینقدر جا خوردم! چون می دونستم با چه کسی و با چه شکل و ظاهری قراره رو به رو بشم. ولی فکر نمی کردم کسی بتونه تا این حد به ظاهرش بی اعتنا باشه. با اینکه مامان بهم گفته بود که صورتش یه دست سفیده و یه کلاه با مقنعه ام سرش می کنه ولی بازم با دیدنش شوکه شدم! تا چند دقیقه که عین این گیجا فقط نگاشون می کردم و هیچی نمی گفتم. نمی دونم چرا نمی توستم با این موضوع کنار بیام و خیلی بی دلیل!!! از دست دختره عصبانی شده بودم که با این ظاهر حتی دانشگاهم می ره. چون آدمای نفهم همه جا پیدا می شن و مطمئنا" تا به حال بعد از این همه سال که این مشکلو داره کسی بهش حرف ناراحت کننده ای زده( کما اینکه مامانشم به این موضوع اشاره کرد).
البته همین الآنم خودم به طور دقیق نمی دونم ناراحتی و جا خوردن من از چی بود ولی احساس می کردم که همچین آدمی دیگه کاملا" امیدشو از دست داده به همین خاطرم دیگه چیزی براش مهم نیست. برای همینم خیلی با خودم درگیر شده بودم که بفهمم وضع من بهتره یا اون. از طرفی می گفتم همچین کسی هیچ وقت لذت داشتن مورو تجربه نکرده پس کنار اومدن با کمبودش براش راحت تره و کلا" هم آدم وقتی یه چیزیو داشته باشه بعد از دستش بده تحملش براش سخت تره پس وضع اون بهتره ولی بعد با خودم فکر می کردم که من به تازگی دچار این مشکل شدمو و بعدم صد در صد امید دارم که بالاخره دیر یا زود موهام در میاد ولی اون چون به طور مادرزاد این مسأله رو داشته تقریبا" هیچ امیدی به بهبودش نیست و حتما" به همین خاطر دیگه حتی به ظاهرشم توجهی نداره.
خلاصه اینکه می گن خیلی خوبه آدم هر مشکلی که داره بره و کساییو که باهاش همدردنو پیدا کنه به هیچ وجه برای من یکی که مفید نبود.
البته این نظر منه ها و هیچ دلیلیم نداره که درست باشه